|
واي،اندوه اندوه آن درختم امروز كه بصحراي وجود دست يغماگر طوفان زمان جامه ي سبز مرا غارت كرد وآنچه مانده است براي تن من عريانيست منم و تف زده دشتي كه كوير است كوير نه در آن نغمه روديست نه آبادانيست
افسرده ، بي پناه ، پريشانحال ــــ افتاده ام به گوشه ي تنهائي من يكطرف نشسته ام و غمها ايستاده اند گرم و صف آرائي
بسترم صدف خالي يك تنهايي است و تو چون مرواريد گردن آويز كسان ديگري ...
به صد رسيده بودی چشم بسته گرچه قرار ما يک بازی سـاده بود نيامدی بگـردی و شايد از هزار هـم گذشته بودی من پشت درختـها زرد می شدم و ديگر خيال پيدا شـدن از سرم پريد..
حتی برای یک روز زان رو که به انتظار ایستگاهی متروک خواهم بود خالی از قطار . ترکم مکن حتی برای ساعتی که دلتنگی چون بارانی به آوارم فرو خواهد ریخت و غبار چون هاله ای. جای پایت به شنها امیدم می دهد و مژگانت آرامشم. عزیزترین ! ترکم مکن حتی برای ثانیه ای . وقتی تو نیستی سرگردان سرگشته این سوال مداومم که ایا باز خواهی گشت؟
* شنيده بودم " قايم باشك" تمرين جدايي ست امّا تو با من يك قايم باشك هم بازي نكردي تا بلد باشم با شك دنبالَت بگردم ـــ
تقصیر من نیست راه خانه ات از حافظه کفش هایم پاک نمی شود
هرچه گشتم مطلبي در وصف تو پيدا نشد يك رباعي در خور احساس ِ من پيـدا نشد وقتي كه به ناچــار قلم دست گرفتم، باز هم روي كاغذ آنچه كه مي خواستم پيـدا نشد
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مترسک ناز می کند
کاش باور داشتی که همیشه در قلب منی عاشقانه دوستت دارم تا بی نهایت کاش باور داشتی که در جنگل همیشه سبز خاطراتم تک درخت یادت را همیشه جنگل بان خواهم بود کاش باور داشتی که غم غصه هایم را مرحمی جز تو التیام نخواهد بخشید کاش باور داشتی که تک فانوس شبهای بی ستاره ام هستی! سلطان قلبم بیا که دیگر زمانی نمانده است برای باور دوباره زندگی پس دستم را بگیر
گاهی باید سکوت کرد شاید کسی حرفی برای گفتن داشته باشد
رفت و گذشت بی نگاهی که بوی مهربانی دهد غافل از اینکه همین نزدیکی از آبی تر است دلی که میمیرد برای لحن زیبای او لحنی شبیه مریمی های پرپر باز هم سر می زند تنهایی از "دوباره " می آید دلتنگی
شیشه ی پنچره را باران شست از دل تنگ من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست
گفته بودی که چرا محو تماشای منی وان چنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشمان تو قدره مژه بر هم زدنی
خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره به کسی توجه نمی کنه ... از کسی خجالت نمی کشه ... می باره و می باره و ... اینقدر می باره تا آبی شه ... آفتابی شه ...!!! کاش ...کاش ...می شد مثل آسمون بود ... کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی
دوستت دارم بی انکه مرا دوست داشته باشی دوستت دارم حتی اگر به چشمان خیسم بخندی و بی خیال این باشی که دلم شکسته است دوستت دارم حتی اگر دلت سنگ باشد حتی اگر هیچ احساسی به من نداشته باشی ولی میدانم دلت یک دنیا محبت است و احساست مثل اب زلال وشفاف می نویسم و می گویم دوستت دارم تا باورم کنی دوستت دارم با صداقت بی نهایت تا قیامت...
به خاطر من نرو به شونه هام تکيه کن خسته نشو که اينجا ادم مهربون نيس به خاطر من بمون به خاطرت مي مونم با پر کشيدن تو چيزي عوض نمي شه به خاطر من بخون صدات شبيه درياس تحملت کجا رفت چاره تو سفر نيست به خاطر من بخواب،چشماتو رو هم بذار بذار که عطر اين عشق بيفته دست نسيم به خاطر من بخند تا دوباره بهار شه با رفتنت زندگي چيزي به جز قفس نيس به خاطر من بيا که برات مي ميرم به خاطره من بگو،بگو جايي نمي ري منم به خاطر تو خط مي کشم رو دنيا
عمريه موندم توي مصراع اول چشات فقط اين شعرو بلد شدم که مي ميرم برات
من که مي دانم شبي
يک عمر تو را به هر کجايي بردم حالا تو بمان و قصه ات راحت باش
حالا چند وقته همون موقع که بارون مي زنه
پسرک پرسيد: پسرک پرسيد:پس تو را چه بنامم گفت:من از آن هيچکسم پسرک جواب داد مي شناسمت،در کوچه هاي سرد غربت تو را ديده ام گفت من همانم ، همان شبگرد تنهاد که در آسمان شب به دنبال ستاره ام مي گشتم راستي ستاره ات را پيدا کردي؟
دخترک پرسيد :
شب رفتنت عزيزم هرگز از يادم نميره
بايد فراموشت کنم چنديست تمرين مي کنم باعکسهاي ديگري تا صبح صحبت مي کنم سخت است اما مي شود در نقش يک عاقل روم حالم نه اصلا" خوب نيست تا بعد بهتر مي شود من مي پذيرم رفته اي و بر نمي گردي همين از جنب و جوش افتاده ام ديگر نمي گويم به خود خوابم نمي ايد ولي از ترس بيداري به زور اين درد زرد بي کسي بر شانه جا خوش کرده است هر چه دعا کردم نشد شايد کسي آمين نگفت نه اسب،نه باران،نه مرد،تنهايم واين دائمي است يا مي برم،يا باز هم نقش شکستي تلخ را حالا نه تو مال مني،نه خواستي من سهمت شوم کم کم ز يادم مي روي اين روزگار و رسم اوست |
About![]()
گفته بودند هر کسی رو دوستش داري رهاش کن! Archivesمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 آبان 1386 مرداد 1386 اسفند 1385 Links
کاربران آنلاین: بازديدها : |